asheghaneha

جدید ترین مطالب
بخش بایگانی

تنظیم هیجانات کودک

شنبه 24 خرداد 1399
  • نویسنده :
  • بازدید : 37 مشاهده

بازگشت به موفقیت دوران تحصیلی: به کودکان خود بیاموزید تا احساسات خود را تعدیل کنند، برای مادرانی که ناامید شده اند.
علی که هفته اول کلاس پنجم خود را می گذراند، با یک پروژه بزرگ به خانه آمد. معلم او از کودکان خواسته بود تا ارائه ای در رابطه با اینکه می خواهند به کدام دانشگاه بروند، داشته باشند. از آنها خواسته شده بود تا رشته، دلیل انتخاب دانشگاه مد نظر و الزامات برای رفتن به آن دانشگاه، هزینه ها و هر جزئیات دیگری که آن دانشگاه را از دیگر موراد متمایز می کند را بیان کنند. تمامی این موراد علی را تحت استرس قرار داد و زمانی که او به خانه رسید، شروع به گریه کرد.

مادر او عصبانی بود. انگیزه های علی در 7 سالگی شامل تلاش برای خوردن تا حد انفجار در حالیکه یکجا نشسته باشد، پیروزی در مرحله ی بعدی بازی Fortnite، ساختن یک سازه ی لگوی بزرگتر از خودش و اذیت کردن برادرش در آخرین مسابقه ی کشتی بین خودش و برادرش بود. این ایده که دانستن و یا اهمیت دادن به اینکه او به کدام دانشگاه می خواهد برود، در این سن دور از درک او بود و واقعا هم این مساله دور از انتظار نیست.

برای مطالعه بیشتر:

درک رشد و هیجان نوجوان

هوش هیجانی و موفقیت در عصر حاضر

سیستم مدرسه در تلاش برای همراستایی با دیگر ملت ها، برخی از خطاهای قابل توجه را ایجاد کرده است. آنها بر نمرات استاندارد به جای خلاقیت، بر نمره ها به جای تفکر انتقادی و بر عملکرد به جای پایداری تمرکز کرده اند. نتیجه، نسلی است که در مهرات های اولیه اجتماعی کمبود دارند، از مقادیر کم فشار و استرس می ترسند، خواستار ارضا فوری نیازهایشان هستند و انتظار موفقیت فوری دارند. با این حال، بدتر از همه، پیامد آن بزرگسالان کوچکی هستند که به مانند یک جوان فرتوت عمل می کنند.

اما این می تواند متفاوت باشد. به جای تمرکز بر انجام تکالیف در منزل، والدین بایستی توجه بیشتری به رشد عاطفی کودکان خود نشان دهند. با آموزش اینکه چگونه احساسات خود را تعدیل کنند، با محدود کردن قادری آنها، کودکان خود را با مهارت های کنترل و مدیریت خشم و کاهش اضطراب اجتماعی تجهیز می کنند و آنها را در مسیر افزایش اعتماد به نفس، عزت نفس و خوشبختی قرار می دهند.

یکی از بهترین راهکارها برای رسیدن به این امر از رفتاردرمانی دیالکتیک (DBT) با استفاده از اختصار ABC PLEASE برگرفته شده است:
تجمیع احساسات مثبت. یک نمودار احساسات گرفته شده از اینترنت می تواند برای توصیف تفاوت بین احساسات و میزان آنها بکار گرفته شود. یکی از نمونه های جالب دارای استیکرهای صورت به همراه احساساتی است که همچنین به کودکان کمک می کند تا احساسات دیگران را از صورتشان تشخیص دهند. با تشخیص احساسات، یک کودک می کتواند محدوده ی احساسی فرد را بفهمد و احساسات مثبت را از دیگران جذب کند.
ایجاد تسلط و پیروزی. با تشویق کودکان به فعال بودن در فعالیت هایی که از آن لذت می برند، آنها می توانند به لحاظ شایستگی و اعتماد به نفس رشد کنند. برخی از این فعالیت ها عبارتند از پخت و پز، ساخت و ساز، دوختن، آواز خواندن، انجام فعالیت های هنری و ورزشی می باشد. و همچنین فعالیت هایی که شامل تعامل های چهره به چهره یا گروهی است که یادگیری اجتماعی را افزایش می دهد. اینها نا امیدی، افسردگی و احساس بی ارزش بودن را به حداقل می رساند.

از عهده مسائل بر آمدن. یاد دادن این که چگونه وضعیت های استرس زا را قبل از اینکه رخ دهند، مدیریت کنند، می تواند آنها را قادر سازد تا ابزارهای لازم برای مدیریت مشکلات را داشته باشند. به این امر به عنوان یک تمرین قبل از بازی نگاه کنید. اگر یک کودک تمارین تنفس عمیق و آرامش یافتن قبل از اینکه اضطراب شدید را تجربه کنند، یاد بگیرند، به احتمال زیاد می توانند اضطراب شدید را حینی که رخ می دهد، مدیریت کنند. نه اینکه آنها این کار را به نحو احسنت انجام دهند، بلکه مثل نگاه به فیلم بازی بعد از اتمام آن، آنها استرس را پس از وقوع بازنگری کرده و کارهای مهارتی را بهبود می بخشند.
رفاه فیزیکی. عادت های خود مراقبتی در اوایل زندگی اغاز می شود. این می تواند با استفاده از چکاپ های منظم، توجه به نیازهای پزشکی، ورزش دادن به بدن و دریافت استراحت کافی انجام شود. متاسفانه، بسیاری از والدین کودکان خود را ملزم به بسیاری از فعالیت های غیر ضروری می کنند که کودکان را خسته کرده و به لحاظ جسمی، رشدشان را تحت تاثیر قرار می دهد. یک بدن رو به رشد نیاز به تغذیه اضافی و استراحت برای رشد صحیح و کاهش استرس دارد.
منبع : کودک و نوجوان-تنظیم هیجانات کودک

  • نویسنده :
  • بازدید : 50 مشاهده

ویژگی های مربوط به ناتوانایی های یادگیری که ممکن است در یک وضعیت ساده و قابل تشخیص مخفی شده باشند

در اغلب مواقع، معلمان اولین کسانی هستند که متوجه اختلال یادگیری کودکان می شوند.

در برخی مواقع به راحتی می توان علائم را متوجه شد – برای مثال، کودکی که در خواندن پیشرفت ندارد.

یا یک کودکی که با وجود تلاش هایی که انجام می دهد، نمی تواند بر اساس جدول زمانی پیشرفت کند.

ولی علائم موجود همواره مشخص نمی باشند و اکثر کودکان به دلیل مشکل داشتن با مواردی که برای سایر کودکان آسان می باشد، خجالت می کشند و به همین دلیل سعی می کنند که مشکلاتشان را مخفی نگه دارند.

در اینجا یک سری از نشانه های مربوط به اختلال های یادگیری غیر مشهود در کودکان بیان می شوند که در کلاس درس وجود دارند.

استفاده نکردن کامل از توانایی ها
در صورتی که شما متوجه شوید که یک کودک می تواند در درس هایش موفق شود، ولی موفق نمی شود

– چه در یک درس خاص و چه در کل عملکرد مدرسه ای خودش – این وضعیت می تواند نشان دهنده یک اختلال یادگیری باشد.

این مورد در اغلب مواقع به عنوان یک تفاوت مابین توانایی و استعداد تعریف می شود.

در واقع یک شکافی است که بین مواردی که به نظر می رسد کودک می تواند قادر به انجام دادن آن باشد و مواردی که در واقعیت قادر به انجام دادن آن می باشد، وجود دارد.

چند مثال در رابطه با نحوه بروز این شکاف در کلاس درس عبارتند از:
یک دانش آموزی که مقاله های قابل توجهی می نویسد، ولی یک سری مشکلات جدی در انجام دادن تکالیف مبنایی و ساده ریاضیاتی دارد، یا بالعکس.
یک کودکی که عملکرد فوق العاده ای در پاسخ دادن به سوالات مطرح شده در کلاس درس دارد، ولی نمی تواند در امتحان کتبی نمره مناسبی به دست بیاورد.
یک دانش آموزش که هوش وی به صورت شخصی مشخص می باشد، ولی این هوش در کارت گزارش وی مشاهده نمی شود.

نداشتن سخت کوشی کافی
کودکانی که عملکردشان در مدرسه مطابق با انتظار نمی باشد، ممکن است که تنبل به نظر برسند یا اینگونه به نظر برسد که از خودشان کار نمی کشند، در حالی که ممکن است در واقعیت آنها دارای یک اختلال یادگیری باشند.

در رابطه با افراد بالغی که در آنها اختلال یادگیری وجود دارد، قبل از تشخیص این اختلال در آنها، به آنها گفته می شد که به اندازه کافی تلاش نمی کنند.
منبع : کودک و نوجوان-شناخت اختلال یادگیری در کلاس درس

  • نویسنده :
  • بازدید : 58 مشاهده

با بیزاری نوجوانان از مدرسه رفتن چه کنیم؟

آیا نوجوان شما مدام می گوید که از مدرسه رفتن متنفر است؟

آیا در مورد معلم ها، همکلاسی ها و بی فایده بودن درس ها غر می زند؟

آیا افرادی که در مدرسه هستند را دورو می داند، و نمی‌تواند دوست خوب پیدا کند؟ اگر اینچنین است، به عنوان والدین احساس نگرانی و خستگی دارید. شما می خواهید که به فرزند خود کمک کنید، اما هر چقدر سعی می‌کنید موفق نمی شوید.

در مورد بیزاری نوجوانان از مدرسه نگران نباشید!
کسانی که با نوجوانان کار کرده اند حتما می دانند که تنفر از مدرسه در این سن طبیعی است.

با اینحال، موضوعی است که باید مورد توجه قرار بگیرد. راهبردهای کاربردی بسیاری وجود دارند، که می توانید در این موقعیت استفاده کنید. در این مقاله 15 روش برای شما در این موقعیت ارائه شده اند.

تصور نکنید نوجوان لجباز شده یا سرکشی می کند.
از زمانی که کودکان وراد دوره نوجوانی می شوند، به دنبال خودمختاری هستند. آنها همچنین در حال شکل دهی هویت خود هستند، و در کنار همه اینها مغز و بدن به سمت تغییرات شگرف می روند.

به همین دلیل است که رفتارهای نوجوان سرکشانه می شوند.

اما تصور نکنید که این تنها دلیل است که نوجوان را از مدرسه رفتن متنفر می کند. اکثر اوقات، موضوعات دیگری نیز درگیر هستند، مانند احساس سرکوب شدن، مشکل با انجام تکالیف مدرسه، زورگویی از سوی بچه های دیگر، و ترس از امتحان.

با بیزاری نوجوانان از مدرسه رفتن چه کنیم؟
به این فکر کنید که چه عاملی باعث شده نوجوان این حس را داشته باشد؟
این سوالات را از خود بپرسید؟

آیا مدام به نوجوان خود غر می زنم؟
آیا همیشه در مورد مسائل مدرسه با او صحبت می کنم؟
آیا سرگرمی های کودک را هدر دادن وقت می دانم؟
آیا نوجوانم را با دوستانش، خواهربرادرها یا بچه های فامیل مقایسه می کنم؟
آیا من تاکید بیش از حد روی انجام تکالیف مدرسه داشته ام؟
آیا بدون سوال کردن از نوجوان او را در کلاسی ثبت نام کرده ام؟
هیچ کدام از دلایل بالا به تنهایی عامل ایجاد نفرت از مدرسه در کودک نیستند.

اما در ترکیب با یکدیگر، احتمالا باعث اختلاف شدید بین شما و نوجوان خواهند شد. که در طول زمان، با نفرت از مدرسه متداعی می شوند.

هنگام گوش دادن به نوجوان از تکنیک های گوش دادن فعال استفاده کنید.
زمانی که با نوجوان خود درباره علت تنفر از مدرسه صحبت می کنید، از تکنیک های گوش دادن فعال استفاده کنید:

به نوجوان خود توجه کامل نشان دهید
زمان گوش دادن به کودک چند کار را همزمان انجام ندهید.
زمان حرف زدن نوجوان وسط حرف او نپرید.
نوجوان را تشویق کنید به صحبت کردن ادامه دهد مثلا با گفتن : “خب..” .. ” ادامه بده” و …
با نوجوان خود همدلی کنید
به دنبال این باشید که احساسش را بفهمید
قضاوت نکنید
مسئله را اخلاقی نکنید.
تا انجا که ممکن است نصیحت ناخواسته نکنید.
به طور معمول آنچه که تصور می کنید نوجوان می گوید را انعکاس دهید، مثلا بگویید: به نظر می رسه معلمت ریاضی رو خوب توضیح نداده بخاطر همین از ریاضی بدت میاد.
با استفاده از تکنیک گوش دادن فعال، نوجوان با احتمال بیشتری مشکلاتش را به شما می گوید.
منبع : کودک و نوجوان-با بیزاری نوجوانان از مدرسه رفتن چه کنیم؟

  • نویسنده :
  • بازدید : 29 مشاهده

به طور معمول اساسی ترین نوع اختلال های اضطرابی اختلال اضطرابی فراگیر GAD می باشد، که با احساس پایدار تنیدگی ذهنی و نگرانی و بی قراری مشخص می شود. تشخیص اختلال اضطراب فراگیر زمانی صورت می گیرد که فرد نگرانی و اضطراب شدید و غیر قابل کنترلی درباره ی تعدادی از وقایع و موقعیت ها تجربه کند. کودکان و نوجوانان ممکن است درباره اینده و مهارت و لیاقت در عملکرد تحصیلی و اجتماعی بسیار نگران باشند. همچنین ممکن است در مورد مشکلات سلامت خود، موضوعات حانوادگی شان و حوادثی که در جهان رخ می دهد نگران باشند. این نگرانی ها باید دست کم شش ماه هر روز وجود داشته باشند و با یک نشانه ی فیزیولوژیکی همراه باشند. تاکنون اختلال اضطراب فراگیر به خوبی در مورد کودکان ونوجوانان مورد پژوهش قرار نگرفته و سیر تحولی ان برای این گروه نیز مستلزم بررسی بیشتری است.

وجه تمایز GAD از سایر اضطراب‌ها در این است که در این نوع اختلال، شخص نگران وقایع متعددی می‌باشد و در صورتی که در سایر اختلالات اضطراب، نگرانی منحصر به محرک یا موضوعات ویژه‌ای می‌باشد.

وجه تمایز دیگر اینست که این افراد اغلب در مورد مسائل جزئی روزمره دچار اضطراب می شوند (بارلو، 2002). بزرگترها اغلب بر مسائلی مثل مشکلات بین فرزندان، سلامت خانواده، مسئولیت های شغلی و یا جزئی تر مانند وظایف خانه، یا سر وقت رسیدن به یک قرار. کودکان با این اختلال اغلب ازط مسائلی مثل رقابت در مدرسه، عملکرد ورزشی یا اجتماعی دچار نگرانی می شوند (ساوج و کندال، 2009).

علائم این اختلال بر اساس DSM-V عبارتند از:

الف: اضطراب و نگرانی شدید و مفرط درباره تعدادی از رویدادها یا فعالیت ها (مثلا عملکرد شغلی یا تحصیلی) در اکثر روزهای هفته و به مدت حداقل ۶ ماه.

ب: فرد نمیتواند این نگرانی را کنترل کند.

ج: اضطراب و نگرانی با حداقل سه نشانه از 6 نشانه زیر همراه است (نشانه ها در اکثر روزها در ۶ ماه گذشته حضور داشته اند)

توجه: در مورد کودکان فقط به یک سمپتوم نیاز است.

۱. فرد بی قرار است، یا احساس عصبی بودن دارد، یا به خاطر نگرانی بی دلیل بد اخلاق است.

۲. به آسانی خسته و کوفته میشود.

۳ . نمیتواند حواس خود را متمرکز کند یا ذهنش یک دفعه خالی میشود.

۴. زودرنج است و زود عصبانی میشود.

۵. تنش ماهیچه ای دارد.

۶. خوابش مختل شده است (نمیتواند بخوابد، یا از خواب می پرد، یا خواب ناآرام دارد که خستگیش را برطرف نمیکند).

د: اضطراب ، نگرانی ، یا سمپتوم های فیزیکی باعث میشوند فرد به رنج یا نابسامانی شدید (بالینی) در عملکرد اجتماعی ، شغلی یا سایر جنبه های مهم زندگی دچار شود.

ه: ناراحتی فرد را نمی توان به آثار مستقیم یک ماده (مثلا یک نوع ماده مخدر،یک نوع داروی تجویزی)،یا یک عارضه پزشکی دیگر (مثلا هایپرتیروئیدیسم) نسبت داد.
منبع : کودک و نوجوان-اختلال اضطراب فراگیر در کودک و نوجوان

بی اشتهایی کودکان

سه شنبه 6 خرداد 1399
  • نویسنده :
  • بازدید : 28 مشاهده

تغذیه سالم در کنار خواب مناسب و ورزش کردن ارکان اصلی سلامت جسمی و شاید روحی روانی یک فرد را تشکیل می دهند. در این بین تغذیه می تواند تاثیر بسیار مهمی در رشد و نمو کودکان از لحاظ جسمی و روحی و ذهنی داشته باشد و بسیاری از خانواده ها با مشکلات کم اشتهایی کودکان خود در سنین کودکی و ترس از عدم رشد مناسب آن ها چه از نظر جسمی و چه از نظر روحی مواجه هستند.

یکی از دلایلی که باعث می شود کودکان اشتهایی مناسب برای خوردن غذا نداشته باشند خوردن تنقلات بیش از حد توسط آن ها در طول روز و عادات ناسالم غذایی است که سبب می شود معده کودک پر شده و او هیچ تمایلی برای خوردن غذا نداشته باشد چرا که بسیاری از تنقلات دیر هضم نیز می باشند پس به طور کلی خانواده ها باید مواظب رفتارهای کودکان خود در زمینه خوردن تنقلاتی مانند چیپس و پفک …باشند. گاهی اصرار کردن والدین در خوراندن غذا به کودک و در مقابل انکار او و نخوردن غذا توسط او کار را به جایی می کشاند که کودک بیش از پیش کم اشتها و بی اشتها می شود و در این زمینه باید به مواردی توجه نمود. نکته مهمی که والدین باید به آن دقت کنند این است که گاهی بی اشتهایی کودک ناشی از لجبازی اوست به خصوص در سنین 3 تا 6 سالگی کودک می داند که والدین او در مسئله غذا خوردن او حساس هستند و بنابراین از نخوردن غذا و لجبازی در جهت سو استفاده و گرفتن امتیاز از والدین استفاده می کنند و باید دقت نمود که در این مواقع بی اعتنایی بهترین گزینه است چرا که کودک مسلما گرسنه شده و گرسنگی اش به لجبازی اش غلبه می کند و شما نیز در این بین با بی اعتنایی به او فهمانده اید که غذا نخوردنش نمی تواند راهی برای فشار بر شما باشد.

عادات غذایی کودکان معمولا از هشت ماهگی در آنان شکل می گیرد و از این سن به بعد عادات غذایی و اشتهای کودک مستقیما با خلق و خو و رفتر کودک در ارتباط بوده و مثلا ممکن است کودک به دلیل لجبازی غذایی خاص را نخورد و یا از آن بدش بیاید. رفتارهای والدین کودک به ویژه مادر کودک در سالهای ابتدایی زندگی تاثیر بسیاری در عادات غذایی کودک و اشتهای کودک دارد. برخی از کودکان تا دوران نوجوانی خود هرگز یاد نمی گیرند که مانند والدین و سایر اعضای خانواده سر سفره و میز غذاخوری بنشینند و در کنار دیگران غذا بخورند که در این زمینه باید والدین و رفتارهای آن ها را در این زمینه تاثیر گذار دانسته و به نحوی آن ها را مقصر اصلی این قضیه دانست.
منبع : کودک و نوجوان-بی اشتهایی کودکان

نوجوان در جست و جوی هویت

دوشنبه 5 خرداد 1399
  • نویسنده :
  • بازدید : 16 مشاهده

فعالیت بدن آنها به شدت بالا می رود. احساس سردرگمی، ترس و تنهایی بر آنها چیره می شود. دمدمی مزاج، پنهان کار و کج خلق می شوند. احساس می کنید دیگر فرزند خودتان را نمی شناسید. چه بر فرزندتان آمده است؟ پاسخ این سوال بلوغ است.

در سال های نوجوانی، افراد تلاش خود را برای یافتن هویت خود را آغاز می کنند. دکتر لس پروت، استاد روانشناسی، هفت راه معمول درمیان نوجوان برای نشان دادن تلاش خود در جهت کسب هویت را بیان می کند برای آنکه شما بتوانید مسائل مربوط به بلوغ فرزند خود بهتر درک کنید:

ازطریق نماد های ظاهری:
نوجوانان سعی می کنند با پوشیدن لباس های خاص و داشتن متعلقات خاص، از دستگاه های پخش گرفته تا عینک های آفتابی، پرستیژ خاصی را بنا کرده و کسب اعتبار نمایند. این نمادها به آنان کمک می کند تا هویت خود را در ارتباط با گروهی خاص تعریف کنند.

از طریق رفتارهای ممنوع:
نوجوانان اغلب احساس می کنند که با بزرگ به نظر رسیدن در چشم دیگران می توانند اعتبار و پذیرش دیگران را کسب کنند. آنها شروع به انجام کارهایی می کنند که احساس می کنند به بزرگسالی مربوط هستند، مانند سیگار کشیدن، نوشیدن الکل، مصرف مواد مخدر و فعالیت های جنسی.

از طریق طغیان و سرکشی:
با طغیان و سرپیچی جدایی را به نمایش می گذارند. نوجوان از این راه می توانند هویت مستقل و جدای خود را از والدین و دیگر افراد مسئول نشان دهند، و در عین حال پذیرش و مقبولیت خود در نزد همسالان خود را نیز حفظ کنند.

از طریق الگوها قرار دادن افراد مشهور:
چهره های مشهور می توانند برای نوجوان که به دنبال تجربه ی قالب های مختلف شخصیتی است به الگو مبدل شوند. آنها ممکن است بخواهند هویت خود را در قالب یک شخص مشهور تعریف کنند، بنابراین تمام تلاش خود بکار می گیرند تا بیشتر به آن چهره نزدیک شده و شبیه او شوند، و در واقع با این کار،هویت فردی خود را از دست می دهند. این تطابق با چهره های شناخته شده به نوجوانان احساس تعلق می بخشد.

از طریق عدم پذیرش مغرورانه
نوجوانان ممکن است نسبت به حذف همسالان متعصب باشند، زیرا آنها پیوسته در تلاش هستند تا هویت خود را در رابطه با دیگران تعریف کنند، و نمی خواهند با کسانی که دارای ویژگی های شخصیتی مورد پذیرش و دلخواه او نیستند در ارتباط باشند. آنها تلاش می کنند با طرد کردن و فاصله گرفتن از افرادی که شبیه آنها نیستند، هویت خود را قوت بخشند.
منبع : کودک و نوجوان-نوجوان در جست و جوی هویت

نیازهای نوجوانان

يکشنبه 4 خرداد 1399
  • نویسنده :
  • بازدید : 23 مشاهده

پژوهشی در سال 1382 درباره بررسی نیازهای نوجوانان دانش آموزان کشوردر خرده فرهنگ های مختلف ایران انجام شده است. یکی از سوال های پژوهشی این بودکه نیازهای اموزشی و تربیتی دانش آموزان کدامند؟ پاسخ های دانش اموزان در جدول شماره 1-1 تنظیم شده است.

در اینن جدول مشاهده می شود، که دانش آموزان نوجوان روابط گرم و رعایت حقوق متقابل در خانواده، نیاز به داشن احساس اعتماد و امنیت در محیط خانواده و احترم گذاشتن به قانون، ضرورت اننجام دادن فرایض دینی، داشتن اطلاعات مربوط به دوره ی بلوغ و تغییرات جسمی و جنسی، آگاهی از اصول بهداشتی، ضرورت رفتن به مدرسه، اهمیت توجه والدین به امر تغذیه و بهداشت نوجوانان و نیزز به سبب ضرورت ارتباط با جنس مخالف ومسئله ازدواج، اهمیت آشنایی پیش ازازدواج دختران و پسران با یکدیگر را مورد تاکید قرار داده اند. همچنین اهمیت دادن نوجوانان دبیرستانی به ضرورت اعتقادات مذهبی والدین با میزان عمل کردن آن ها به این اعتقادات، نشان دهنده ی حساسیت انان به صداقت والدین در زمینه هماهنگی قول و عمل آن هاست. ضرورت انجام دادن فعالیت های ورزشی برای حفظ سلامت نوجوانان نیز مورد توجه این دانش آموزان قرار گرفته است.

جدول شماره 1-1 جدول نیازهای آموزشی و تربیتی

شماره اولویت نیازها درصد فراوانی
1 ارج نهادن به روابط گرم و صمیمی، در میانن اعضای خانواده 32/95
2 ضررت رفتن به مدرسه 58/93
3 اعتماد والدین به نوجوان 64/92
4 اهمیت آشنایی دختران و پسران با یکدیگر پیش از ازدواج 10/90
5 ایجاد احساس امنیت و آرامش در نوجوان در کنار خانواده 36/89
6 توجه کردن والدین به تغذیه و بهداشت نوجوان 10/89
7 ضرورت انجام دادن فرائض مذهبی 10/89
8 آگاهی یافتن از اصول بهداشتی 36/88
9 لزوم هماهنگی اعتقادات مذهبی والدین با میزان عمل کردن آن ها به این اعتقادات 10/88
10 ضرورت انجام فعالیت های ورزشی برای حفظ سلامت نوجوان 06/88
11 ضرورت حمایت نوجوان از سوی والدین در مواقع بحرانی و بروز مشکلات 92/87
12 اهمیت احترام و رعایت حقوق متقابل در خانواده 54/87
13 نیاز به تأیید و پذیرفته شدن در میان اعضای خانواده 40/87
14 داشتن اطلاعات لازم درباره بلوغ و تغییرات جسمی، جنسی و روانی 74/86
15 اهمیت احترام گذاشتن به قوانین در بازی ها، ورزش ها و دیگر فعالیت های گروهی 64/86
نوجوانان دانش آموز همچنین نیاز به حمایت شدن از سوی والدین در مواقع بحرانی و بروز مشکلات را به عنوان نیازی جدی مورد تأکید قرار داده اند.

همچنین بر اساس سؤالات باز پسرسشنامه، 4 مورد از مهم ترین نیازهای دانش آموزان نوجوان درباره والدین عبارت بودند از: درک کردن نوجوانان (12 درصد)، اهمیت دادن به خواسته های نوجوانان (11 درصد)، ایجاد محیطی آرام برای تحصیل (8درصد) و تبعیض قائل نشدن میان فرزندان (7 درصد).

شرفی نیز (1374) مجموعه نیازهایی که نوجوانان مدارس راهنمایی دارند را شامل نیازهای زیر مطرح کرده است:

* همه ی نوجوانان راهنمایی نیاز دارند تا استعدادهای خود را کشف کنند و تجارب اساسی و بنیادین را برای کفایت شغلی و حرفه ای کسب نمایند.

* همه ی نوجوانان راهنمایی نیاز دارند تا رشد کنند و از حیث فیزیکی و ذهنی سلامت لازم را به دست اورند.

* همه ی نوجوانان راهنمایی نیاز دارند در فعالیت های اجتماعی مدرسه و امور شهروندی جامعه ی خود مشارکت جویند و موقعیت خود را به وضعیتی که بزرگسالان از حیث شهروندی دارندف نزدیک گردانند.
منبع : کودک و نوجوان-نیازهای نوجوانان

  • نویسنده :
  • بازدید : 32 مشاهده

در تجربه ی تعارض، نکته ی مهم آن می باشد که؛ تعارض باید در هر صورت به گونه ای رفع و حل شود. بهترین انتخاب از بین انتخاب های نامناسب گزینش می شود، و شخص مسئولیت انتخاب و همچنین زیستن با آن را می پذیرد. اگر شخص در حل تعارض، دچار شکست بشود، به طور معمول به تنش های عاطفی شدید و عدم بروز رفتار سازگارانه مبتلا می شود.

تجربه ی تعارض در زندگی هرکسی، امری عادی و معمولی به نظر می رسد. به همین دلیل؛ داشتن توانایی در حل تعارض، از اهمیتی ویژه برخوردار می باشد.

مقالات مرتبط:

رفتارهای نابهنجار در نوجوانان

مدیریت رفتارهای پرخطر نوجوانان

بدیهی است شخص، خصوصا کودک و یا نوجوان، به طور معمول در مورد ماهیت تعارض و حتی وجود آن در خودش، کاملا آگاه و روشن نیست، ولی انواع مختلفی از رفتار ها بیانگر وجود تعارض در شخص می باشند و مطالعه درباره ی کود ک و نوجوان و همچنین موقعیت او، احتمالا سبب آشکار شدن ماهیت یک تعارض خاص در او می شود.

علائم رفتاری در تعارض:
1) نسبت به انجام دادن تصمیمیات شخصی، بی میلی نشان می دهد.

2) به دیگران برای راهنمایی و تصمیم گیری اتکاء می کند.

3) در موقعیت های مدرسه ای، واکنش های تعارضی که در رفتار کلامی و عاطفی شخص نمایان می شود.

4) همانند موج، هرلحظه به سویی رفتن، از جمله علائم وجود تعارض در شخص می باشند. در روشن و آشکار ساختن ماهیت تعارض در نوجوانان، مشاوره می تواند کمک به سزایی داشته باشد.
منبع : کودک و نوجوان-تعارض در کودک و نوجوان و حل آن

  • نویسنده :
  • بازدید : 20 مشاهده

با شروع سن بلوغ و آغاز دوره ی نوجوانی آموزش های جنسی تبدیل به یکی از اساسی ترین موضوعات می شوند.

لازم است تا آموزش مسائل جنسی به نوجوانان باید با ظرافت انجام گیرد. هرچند ممکن است شما به عنوان والدین چنین احساس کنید که از آمادگی و اطلاعات لازم برای پاسخ گویی به سئوالات نوجوان برخوردار نیستید ولی بهتر آن است که آموزش در منزل و از زبان خود شما به عنوان دلسوزترین فرد برای فرزندتان صورت گیرد.

در بسیاری از موارد، عدم آگاهی والدین از شیوه ی صحیح ارایه ی آموزش های جنسی باعث می شود تا نوجوان‌ از طریق دوستان و همسالان پاسخ بسیاری از سؤالات خود را به دست آورد که در برخی موارد گمراه کننده است و زمینه را برای انحراف نوجوان آماده می‌سازد.

با ادامه ی مطلب همراه باشید تا شما را با نکات اساسی تربیت جنسی نوجوانان بیشتر آشنا کنیم.

آموزش های جنسی به نوجوانان چگونه انجام شود؟
آموزش به نوجوان باید در دو قسمت انجام شود:

1. تشریح و بحث در مورد وضعیت ظاهری و چگونگی بهداشت بدن
در مورد دختران با شروع مرحله بلوغ، آگاهی و صحبت کردن در مورد آن را شروع کنید تا با بروز برخی حالات در خود دچار شوک نشود

2. مسائل اخلاقی، خطرات و فواید مسائل جنسی
بخش مهمی ا ز آموزش های جنسی آن است که بتوایند در مورد حقایق جنسی با فرزندتان صحبت کنید. در این زمینه لازم است از هرگونه دروغ پرهیز کنید و حقایق را بیان کنید.

به خاطر داشته باشید که ارایه ی پاسخ های کلی و مبهم نمی تواند فرزندتان را قانع کند. پس شفاف و روشن باشید و ازبیان زود به هنگام و یا دیرتر از موعد نکات جنسی خودداری کنید.

همچنین میزان اطلاعات باید متناسب با رشد جنسی نوجوان تان باشد. در دخترها از 10 تا 17 سالگی و در پسرها از 12 تا 19 سالگی زمان مناسبی خواهد بود.

یکی از روش های مناسب برای ارایه ی پاسخ صحیح ان است که اگر در پاسخ گویی به سئوالات نوجوان تان دچار تردید هستید به او بگویید که فردا جواب سوالش را می دهید.

مراقب باشید که زیاد فردا، فردا نکنید. زیرا در این موقع ممکن است نوجوان شما به سراغ کسی دیگر برود. همچنین بدترین جواب این است که بگوید تو هنوز کوچک هستی. مسلما زمانی که نوجوان سئوالی می پرسد چیزی در ذهن خود دارد.



با گرایش نوجوان به جنس مخالف چگونه برخورد کنیم؟
در این سنین غریزه جنسی در فرزند نوجوان شما فعال تر از قبل می شود و موجب ایجاد گرایشاتی نسبت به جنس مخالف می شود که یک امر طبیعی است و نباید نگران و دستپاچه شوید.

بهتر است اطلاعات خود را در زمینه چگونگی آموزش ارتباط با جنس مخالف، چگونگی کنترل آن و خطرات آن به روز نگه دارید تا بتوانید اطلاعات لازم را به او منتقل کنید.

هرگونه افراط و تفریط در ارایه ی اطلاعات صحیح به فرزندتان می تواند ناکارآمد باشد و لازم است تا متناسب با شرایط جسمی، زمانی و میزان درک و فهم اوعمل کنید.

نکات زیر در خصوص ارتباط با جنس مخالف به شما کمک می کند تا بتوانید بهترین شیوه ی عمل را در پیش بگیرید و از ایجاد مشکل خودداری کنید:
منبع : کودک و نوجوان-مهم ترین دانستنی های تربیت جنسی نوجوانان

  • نویسنده :
  • بازدید : 22 مشاهده
در طی دوران میانی کودکی (6 تا 12 سالگی)، دوستی ها و روابط با همسن و سالان بسیار حائز اهمیت می شوند. از آنجایی که کودک شروع به سپری کردن زمان زیادی با همسن و سالان خود می‌کند. این امر بسیار مهم است که جایگاه خود را بین گروه اجتماعی خود پیدا کنند. این امر نیازمند توجه بیشتر به نقش های اجتماعی و توانایی بالا برای توجه کردن به نقطه نظرات و دیدگاه های مردم می باشد. در این مواقع موقعیت های اجتماعی دارای اهمیت می شوند و کودکان باید برای اینها رقابت کنند.

برای مطالعه بیشتر:

۶ تا ۸ سالگی (کودکی میانه)

چگونگی برخورد و رفتار همسن و سالان کودک با وی، او را در جایگاه های مختلف اجتماعی قرار می دهد. کودکان محبوب آنهایی هستند که توجهات مثبتی از همسن و سالان خود دریافت می کنند. کودکان طرد شده توجهات مثبت کمتری از دوستان خود دریافت می کنند که بیشترشان هم منفی است. آنها به شکل فعالی مورد تنفر واقع می شوند. کودکان سر به هوا و اهمال کار معمولا به جای تنفر از سوی همسن و سالان، نادیده گرفته می شوند. کودکانی که اهل بحث و مجادله هستند معمولا هر دو توجهات منفی و مثبت را دریافت می کنند. کودکانی که از لحاظ روحی و جسمی توسط تعدادی از همسن و سالان خود دستخوش فریب قرار میگیرند به شکل فعال آسیب پذیر هستند. در نهایت قلدر ها ، کودکانی هستند که بدون هرگونه انگیزه ای به شکل پرخاشگرانه به منظور تسلط بر سایر کودکان عمل می کنند.

چرا بعضی از کودکان محبوب هستند ولی برخی نه ؟

عوامل و دلایل گوناگونی مبنی بر رفتارهای گوناگون کودکان وجود دارد. کودکان محبوب به نظر می رسد از لحاظ فیزیکی جذاب بوده و در شروع و نگهداری روابط مثبت دوستانه، توانا هستند و از لحاظ اجتماعی این شایستگی را دارند.



کودکان طرد شده معمولا به شکل منفی مورد رفتار دیگران قرار میگرند زیرا خشمگین هستند. آنها توانایی های اجتماعی و رقابتی خود را بیش از آنی که هست برآورد می‌کنند و تنفر بقیه نسبت به خود را نادیده می گیرند.

کودکان سر به هوا ، کمتر اجتماعی هستند، اما پرخاشگر یا خجالتی هم نیستند. موقعیت اجتماعی آنها معمولا با گذر زمان پیشرفت می کند. آنها معمولا به شکل جدی و محترمانه رفتار می کنند، همکاری کرده و معمولا توسط معلمین مورد تحسین واقع می شوند.

کودکانی که اهل بحث و مجادله هستند، پرخاشگر بوده اما تاوان این را با استفاده از جوک ها و توانایی های اجتماعی می پردازند تا ارتباطات خود با دیگران را از دست ندهند.

کودکانی که از لحاظ روحی و جسمی توسط تعدادی از همسن و سالان خود دستخوش فریب قرار می‌گیرند، سریعا عصبانی می شوند و رفتارهای کودکانه و وابسته، از خود نشان می دهند.

قلدرها معمولا بدون هیچ انگیزه ای ، پرخاشگر هستند که این امر برای نحوه رفتار آنها مفید است. (آنچه را که می خواهند به دست می آورند)

بیشتر بخوانید:

خجالت یا کمرویی و کناره گیری اجتماعی کودکان

عزت نفس :

دوران میانی کودکی زمانی است که اکثر کودکان شروع به قضاوت در مورد خود می کنند و توسط دیگران هم مورد قضاوت قرار می گیرند. اگر کودک خود را شایسته و باهوش ببیند، و آن چیزی که هست را دوست داشته باشد، احترام و اعتماد به نفس خوبی خواهد داشت.

منبع : کودک و نوجوان-توانایی های اجتماعی در دوره کودکی میانه